طول مطالعه: 4 دقیقه

ورزش را متوقف یا بهطورکلی رها کرد و بیش از 20 کیلو اضافهوزن آورد که اندام باریک او را بر هم زد. پیش از دیدار با همسر آیندهاش، پوتین با زنی دیگر ارتباط داشت اما در دقیقه نود وی را رها کرد. واقعاً سخت بود». وی نه از موضوع زنی که در نهایت با او ازدواج کرد سخنی بر زبان آورد و نه به نظر میرسد در بیان احساساتش با او در دوران نامزدی موفق بوده است.

زلنسکی قبل از ریاست جمهوری
جی. بی آرزوی خود را عملی ساخت و به نظر میرسد در این مسیر هم پنهانکاری در پیش نگرفت. آنچه قبلاً قاطعیت و صراحتِ مردانه به نظر میرسید اما اکنون بیخردانه به نظر میرسد. از آن زمان به بعد وی لفاظی گری هایی را بکار گرفته است درحالیکه به نظر میرسد بسیاری از روسها بهقدر کافی از این روشها آگاهاند. طی چند سال بعد، شکاف عمیقی میان حزب و KGB پدید آمد که با کودتایی ناکام در اوت 1991 به اوج خود رسید.آیفون 14 پرو !

میانگین تورم جهانی

به خانواده پوتین - همچون 5 خانواده دیگر - در یک بلوک ساختمانی، واحدی بزرگ اما دنیایی کوچک و راکد داده شد: این مأمورِ مخفیِ پلیس در جایی زندگی میکرد که با محل کارش 5 دقیقه فاصله داشت و فرزندانش را به مهدکودکی در همان نزدیکی فرستاد. همسرش که روزهای آغازینِ آشناییشان را لذتبخش و خوشآهنگ توصیف کرده بود پس از حضور پوتین در مدرسه جاسوسی دیگر زبان در کام گرفت و سخنی بر زبان نیاورد. این منبع ادعا میکند که شخصاً یک ماهواره بزرگ، یک رادیویِ پیشرفتهی موج کوتاه و برخی تجهیزات الکترونیکیِ خاص برای ماشین پوتین را خریده است؛ او قبلی را خرید و دومی را از یکی از چندین ماشینی که برای اهداف خود خرید کِش رفته بود.

توصیفِ پوتین از ماجراهای عشقیاش هم چهره او را بهعنوان فردی که قادر به برقراری ارتباط مناسب با جنس مخالف نیست ترسیم میکند. میخاییل گورباچف در مارس 1985 به قدرت رسید. این ماشین به پوتینِ پسر رسید. حتا پیش از آنکه تظاهرکنندگان، عواملِ وزارتِ امنیتِ دولت را از ساختمانهایشان بیرون کنند آلمان شرقی خود شروع به فرایندِ پاکسازی دردناک، تنبیهی و فرسایشیِ این نیروهای امنیتی از جامعه خویش کرده بود. او تحصیل را ادامه داد و در اوقات فراغت نیز به آموزش جودو میپرداخت (مربی و همتیمیهایش برای هنرهای رزمیِ المپیک در رشته سامبو آموزشدیده بودند) و با ماشین گشتی هم به بیرون میزد.  ​​!

مسکن ملی ثبت نام یکبار دیگر به او گفتم من یک سلو نواز هستم و این بدین معنی است که سلو مینوازم. پوتینِ جوان گفت:" در آن صورت من دوستت دارم و پیشنهاد میکنم در فلان و بهمان روز با هم ازدواج کنیم". آنها با خود یک لباسشویی قدیمی را به همراه آوردند که از سوی یکی از همسایگان قدیمیشان به آنها دادهشده بود و مبلغی پول به دلار که کفاف خرید بهترین مدل ماشین دوران شوروی را به آنها میداد. پوتینِ میانسال و بدقواره، خاموش و بیاختیار ماند درحالیکه رؤیاها و امیدهایش برای آینده یکی پس از دیگری نقش بر آب میشد. ᠎.

پوتینِ پدر برای پلیس مخفی کار می کرد؟ افسانه پوتین به کجا ختم می شود؟ منظورم این است که میدانم یک افسر اطلاعاتی هستی اما این به چه معناست؟ بُرده بود و بهجای اینکه پول را از این بختآزمایی بگیرد، ماشین خرید؛ پولی که میتوانست آنها را از آن آپارتمانِ مشترک به خانهای جدیدتر و مجزا ببرد. خانوادهی پوتینِ جوان دومین دختر خود به نام «اِکاترینا» را به دنیا آوردند. در سن 33 سالگی، پوتین همراه با همسرش لودمیلا که باردار بود و دختر یکسالهشان - ماریا - به مأموریتی دور در سرزمینی دور سفر کرد.

وی هرگز آشکارا سخنی از عشق خود به همسرش بر زبان نیاورده است. تنها دشمنانِ فعال، مخالفان داخلی بودند؛ گروهی از افراد شجاع که بخش عظیمی از نیروی را به خود اختصاص داده بودند. کاری که پوتین روزگاری به آن علاقه داشت - و در راستای جذب مأموران مخفیِ آینده تلاش میکرد - نهتنها تبدیل به کاری کسالت آورد بلکه بیهوده شد. اما پوتین نهتنها در دورانِ پسااستالین بلکه طی یکی از معدود برهههای صلح در تاریخ شوروی وارد این سازمان شد.

و پوتین در جوابم گفت: "من کارشناس روابط انسانها هستم".

یکی از اعضای سابق «راف» برای من از پوتین میگوید:«همیشه میخواست همهچیز را در اختیار داشته باشد. این را یکی از یارانِ پوتین در خاطرات خود ادعا کرده است. و پوتین در جوابم گفت: "من کارشناس روابط انسانها هستم". بنابراین به ولادیمیرِ جوان گفتم:"خب، بله، من تصمیمم را گرفتهام". ارتشی از مردان و تعدادی زن زندگی خود را وقف جمعآوری تکههای روزنامه، پیاده کردنِ متنِ تمامِ مکالماتِ تلفنی، گزارشهای مربوط به افرادی که تعقیب شدند و چرندیاتِ بیاهمیتی که یاد گرفتند میکردند.

پوتین گفت کارشناس روابط انسان ها هستم! افسانهی شهامت پدرش که از خطوط پشتِ آلمانها گریخت و پوتینِ جوان هم با همین روحیه بزرگ شد احتمالاً همچون سایر ماجراهایِ مربوط به بقای معجزهآسا و شجاعتِ توأمانِ پدرش درست باشد. همینجور ادامه داد. "در بازهای سه سال و نیمه احتمالاً تصمیم گرفتهای". بهاحتمالزیاد پوتین تنها دانشآموز در دانشگاه لنینگراد بود که ماشین داشت. پوتین گفت کارشناس روابط انسان ها هستم! این تمام آن چیزی بود که آنها در مدت 4 سال و نیم خارج نشینی - و شغلِ جاسوسیِ نافرجامِ پوتین - با خود آورده بودند.

جی. بی پیوست، این سازمان همچون تمام سازمانهای دوران شوروی از تَوَرُمی وحشتناک در رنج بود. آنها بیش از 3 سال با یکدیگر دوست بودند؛ دورهای بس طولانی که با معیارهای روسیه یا شوروی آن هم در سنینی تقریباً بالا امری استثنایی مینمود: پوتین وقتی 31 ساله بود ازدواج کرد. جی. بی. نهتنها وی چند سال پس از بازگشت از آلمان شرقی توانست رئیس دولت روسیه شود بلکه موفق شد کشورش را دگرگون سازد،اصلاحات دموکراتیک را از نفس بیندازد و درنهایت رژیمِ سراسر اقتدارگرا بهجای تصویرِ بازمانده از شورویِ سابق تأسیس کند.

آخرین بروزرسانی در: